پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

یادداشتهای مامان

اولین روزهای مدرسه ....

سلاااااااااام فندق های مامانی .... اومدم از اولین روزا مدرسه بگم براتون و شروع سال تحصیلی جدید .... جونم براتون بگه که جیگر ای مامانی ، روز سوم مهرماه من و بابایی و هانیا گلی ، ارشیا گلی رو  همراهی کردیم تا مدرسه ی جدیدش . اونجا سر صف وایسادن و کلاس بندی شدن و ارشیا گلی افتاد توی کلاس پنجم ۲ . و اسم معلمش هم شد آقای رضایی .    خلاصه اولین هفته هم شیفت ظهر بودی و ساعت ۱۲/۵ رفتیم و تا تو کلاس بندی شدی و رفتی تو کلاست و ما هم ساعت ۳ بود که اومدیم خونه و قرار شد ساعت ۵ هم بیام دنبالت ، خلاصه عصر ساعت ۵ تعطیل شدی و اومدم دنبالت و برات دنبال سرویس میگشتم تا با سرویس بری و بیای چون من با وجود هانی گلی نمیتونستم ببرم و بیارم...
9 مهر 1395

خاطره ای از بچگی ارشیا گلی ....

سلااااام فندق هاااااام ....  دیشب داشتیم با بابایی خاطرات بچگیتون رو مرور میکردیم که یادم به دوتا خاطره از خرابکاریه ارشیا گلی  افتاد و گفتم برات اینجا بنویسم تا یادگاری بمونه تا وقتی بزرگ شدی بخونی و بفهمی که چه کارایی کردی با مامانی ... حدودا سه یا چهار سالت بود که نشسته بودی  تو سالن خونه و داشتی بازی میکردی که وقتی اومدم پیشت دیدم فرش خونمون رو تبدیل به دفتر نقاشی کردی و تا دلت خواسته نقاشی کشیدی روش . بهت گفتم چرا رو فرش نقاشی کشیدی گفتی آخه دفتر نقاشیمو پیدا نکردم حوصلم هم سر رفته بود .   یه روز تو اتاق خواب مامانی بازی میکردی و مامان هم داشت اتاقرو جمع و جور میکرد که دیدم صدات در نمیاد اومدم بالای سرت نگات ...
3 مهر 1395

تولد جوجوهام۲.....

سلام جوجوهااااام.... تو پست قبلی بهتون گفتم که تولدتون رو زودتر از روز اصلیشون گرفتم چون روز تولد ارشیا گلی 15 شهریور و روز تولد هانیا گلی هم 24 آبان هست . ولی چون اون موقع دیگه عمو مهدی و زن عمو پروانه نبودن و آخر مرداد میخواستن برگردن چابهار و چون هانی گلی هم به عبارتی دیوونم کرده بود از بس کفت پس تولد من کی میشه مامان  . کی برام جشن میگیرین مامان و اینکه همش اسباب بازیهات و وسایلات رو کادو میکردی و خودتم باز میکردی و ذوق میکردی و خودت برا خودت جشن میگرفتی به خاطر همین تصمیم گرفتیم تولدتون رو با هم و زودتر از موعدش بگیریم  که البته کلی بهتون خوش گذشت و خاطره ای شد براتون از تولد دوتاتون با هم . چون فعلا کامپیوترم خرابه مجبورم...
3 مهر 1395
1